Advertisements

مشکلات مربوط به ویزا و مهاجرت از شرق آسیا تا شرق اروپا

اندونزی صدور ویزا در مرزهای این کشور را برای ایرانیان متوقف می کند. امارات متحد عربی پروانه اقامت برخی از ایرانیان مقیم این کشور را تمدید نمی کند، شایعه می شود که مالزی نیز از این پس برای ایرانیان بجای ویزای سه ماه تنها ویزای 14 روزه صادر می کند و گرجستان بطور یکجانبه از پیمان سفر بدون ویزا خارج می شود. موضوع چیست و چه کسانی این جریانات را هدایت می کنند؟
نکته اول اینکه بخاطر همزمانی یا تقارن این اتفاقات با یکدیگر و نیز با تحولات سیاسی ایران و از جمله انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری بنظر می رسد که ارتباطی بین آنها وجود دارد. من با این فرضیه میخواهم به این رخدادها نگاه کنم و استنباط کلی که با مطالعه وبلاگهای مختلف داشتم نیز این بود که در فضای مجازی این نظریه غلبه دارد. اگر پیش فرض گفته شده را نادیده بگیریم دیگر لزومی ندارد که بررسی  این رخدادها در وبلاگ گرجیران صورت بگیرد.
نکته اساسی دیگر این است که بر اساس برداشت من بیشتر وبلاگ نویس ها این جریانات را به مسئله تحریمهای غرب علیه ایران ارتباط می دهند و در واقع نتیجه و حاصل آن میدانند. همیشه در مورد استفاده از کلیدهایی که برای باز کردن همه قفلها مورد استفاده قرار می گیرند، باید احتیاط به خرج دهیم. مسائل سیاسی و اجتماعی بسیار پیچیده هستند و اتفاقن برای تحلیل و درک آنها باید تا جائیکه می شود از زاویه های جدید به آنها نگریست.
مشکلات ایرانی ها در شرق آسیا
یک موج خبری براه می افتد در رابطه با غرق شدن کشتی ها و قایقهایی که مهاجران را از شرق آسیا به استرالیا می فرستند. از رادیو فردا تا طبق معمول بی بی سی شروع می کنند به پخش اخباری دردناک و وحشت انگیز در مورد قربانیانی که برای رسیدن به به سرزمین رویایی خود جان میدهند و هر گز به مقصد نمی رسند. گویا این اتفاق جدیدی است. در حالی که هیچ اتفاق جدیدی رخ نداده بود، کسانی که سالها مسائل مربوط به مهاجرت غیر قانونی به قاره اقیانوسیه را دنبال می کنند، میدانند که متاسفانه صدها یا شاید هزاران نفر برای رساندن خود به این قاره از مسیر دریایی جان باخته اند یا قربانی شده اند. من در سال 1376 شمسی یا 1997 میلادی کتابی بزبان فارسی منتشر کردم بنام راهیان نیوزلند. هدف من از انتشار این کتاب این بود که لااقل برخی از هموطنانم را متقاعد یا مجاب کنم که برای مهاجرت به کشور زلاند نو پروسه های قانونی را طی کنند. در همان سالها جزوه ای نیز در مورد روشهای مهاجرت قانونی به استرالیا منتشر کردم ، اینبار جزوه چون میخواستم وارد نظام بوروکراتیک دریافت مجوز انتشار کتاب نشوم ولی هدف اصلی همان بود که گفتم.می خواهم بگویم که من از سالها پیش مسائل مربوط به مهاجرت ایرانیان به آن مناطق را دنبال می کرده ام و بخوبی میدانم که سالها این مسیر قربانی میداده است.
موضوع بعدی در مورد کمپهای پناهندگان در جزایری واقع در اقیانوس آرام و خارج از خاک استرالیا است. وقتی شخصی به استرالیا می رسید و درخواست پناهندگی می کرد، او را به یک کمپ بسته منتقل می کردند و سالها می بایست در انتظار بماند تا پاسخی دریافت کند. متاسفانه برخی در این کمپها دچار بیماری های روانی شدند و جان خود را نیز از دست داند. بنابراین اینکه استرالیا اعلام کرد که از این پس پناهجویان را به جزایری خارج از خاک استرالیا منتقل می کند نیز بخودی خود خبری نبود که مهاجران را نگران کند، چه بسا که زندگی آزاد در یک جزیره بهتر باشد تا سالها زندگی در زندانی مخوف داخل خاک استرالیا، بدون انکه مطلع باشید چه مدت باید در حبس بمانید.
ایجاد یک موج خبری برای ترساندن افراد از مهاجرت غیرقانونی به استرالیا، محدود کردن مسافرت ایرانیان به کشورهای شرق آسیا و از جمله اندونزی و نیز تصمیمهای جدید در مورد کمپها همگی در راستای سیاست جلوگیری و انصراف افراد برای دست زدن به مهاجرت غیرقانونی بوده اند. دولت استرالیا که مایل نبود اخبار مربوط به زندانهایی موسوم به کمپ پناهندگی را بیش از پیش عمومی کند ، تصمیم به انتقال پناهجویان به خارج از این کشور گرفت تا با یک تیر به دوهدف نشانه برود.
اما ماجرا چگونه آغاز شد و چطور مهندسی گردید؟ اوایل ماه جولای وبسایت باشگاه خبرنگاران خبر مربوط به دیدار علی عبدالهی معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور ایران با مسئولان اداره مهاجرت استرالیا را منتشر می کند. همین منبع از قول آقای عبداللهی نقل می کند: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهایی که بیشتری تعداد پناهنده را در خود جای داده آماده هرگونه همکاری با استرالیا برای ساماندهی امر مهاجرت و تسهیل سفرهای قانونی است . بنابراین ساده ترین فرضیه ای که می توان در مورد اتفاقات اخیر و محدودیت برای ایرانیان در شرق آسیا تصور کرد این است که همه این اتفاقات با هماهنگی یا خواست مسئولان جمهوری اسلامی انجام شده است. در مورد موج خبری براه افتاده نیز از تاکتیکهای خبری در رسانه های ایران استفاده شده است.در رسانه های ایران بطور کلی برای زمینه سازی جهت اعمال هر نوع محدودیت یا وضع مقررات سختگیرانه ابتدا با پخش برنامه هایی تلاش می شود که رعب و وحشت در دل عموم مردم ایجاد شود. باشگاه خبرنگاران در همان خبر گزارش می دهد در این دیدار دو طرف خواستار تشکیل کمیته ای مشترک به منظور تبادل تجربیات ، ساماندهی چالش های موجود پیرامون روند مهاجرت های غیر قانونی و بررسی راهکارهایی جهت فرهنگ سازی منجر به پیشگیری از اقدام اتباع به سفرهای غیر قانونی شد .
امارات متحد عربی
خبر تمدید نشدن پروانه اقامت برخی از ایرانیان ساکن امارات نیز در رسانه ها منتشر شد. اظهار نظر و تحلیل در مورد چنین وقایعی در کشور امارات بسیار دشوار است بخاطر بسته بودن فضای رسانه ای و خفقان حاکم بر این کشور ، جریان آزاد اطلاعات در انجا وجود ندارد و دسترسی به داده ها بسیار اندک است. در خبرها آمد که برخی افراد با سابقه بیش از 15 سال اقامت در این کشور نتوانستند پروانه اقامت خود را تمدید کنند. بعبارت دیگر برخی از بازرگانان و تجار با سابقه از صحنه اقتصاد امارات حذف شدند یا اینکه دست و پایشان بسته شد.

اما این حذف شدن قانونی برخی از تجار ایرانی مقارن می شود با کشف جسد یک بازرگان سرشناس ایرانی بنام عباس یزدان پناه یا عباس یزدی که تابعیت کشور بریتانیا را نیز دارد..بنظرم بسیار طبیعی است اگر تصور کنیم این جریانات با هم در ارتباط هستند. با اینکه دولت بریتانیا در پایین ترین سطح روابط دیپلماتیک با ایران است اما اداره مبارزه با کلاهبرداریهای بزرگ بریتانیا اطلاعاتی را که از کامپیوتر شخصی این بازرگان ایرانی-بریتانیائی بدست آورده بود به همراه دفترچه آدرس های وی که به نسخه ای از آن دست یافته بود را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است.
وقتی به آمار مربوط به حجم سرمایه گذاری ایرانیان امارات نگاه می کنیم متوجه خواهیم شد که ایرنیان هنوز بزرگترین سرمایه گذاران در این کشور هستند . پس بنابراین در اینجا هم تنها اتفاقی که رخ داده است این است که گروهی از بازی اخراج شدند.
گرجستان و مهاجران ایرانی
نمایشی که در گرجستان به اجرا درآمد بنظرم از هم خنده آورتر بود شاید به این خاطر که من در زمان اجرا در گرجستان بوده ام و بیشتر داستان را دنبال می کردم. با توجه به وجود تعداد زیادی از مهاجران از طبقات ضعیف اقتصادی جامعه ایران، بازار شایعه و جو خاله زنک بازی بسیار گرم بود. در گرجستان شرایطی ایجاد شد که وضعیت همین مهاجران مورد اشاره سخت تر شود. اما از مسافرت هیئتهای دولتی کاسته نشد. قرار است بزرگترین نمایشگاه کالاهای ایرانی شهریور ماه امسال در گرجستان برگزار شود و دولت ایران اعلام کرده است که از گرجستان گوشت وارد خواهد کرد. گفته می شود برخی از صاحبان سرمایه های کلان که وابستگی هایی به دولت ایران دارند نیز تذکراتی دریافت کردند تا خدای ناکرده پایشان را کج نگذارند وگرنه ممکن است به سرنوشت مرحوم عباس آقا دچار شوند.
نتیجه گیری
اگر این فرضیه درست باشد که اتفاقات رخ داده با وجود پراکندگی جغرافیایی آن در چهارچوب پروژه واحدی بوده است، بنظرم درک مسائل نیز با نگاه به همه این رخدادها درست تر خواهد بود. خانواده ها و گروههایی در ایران هستند که ثروت و نفوذ فراوانی در کشورهای مختلف جهان دارند ولی در سالهای اخیر در داخل ایران بطور مستقیم یا غیر مستقیم مورد حمله قرار گرفته اند. گروههایی که قدرت غالب را در عرصه داخلی ایران بدست می آورند مایلند در حوزه بین المللی رقیبها را تعضیف کنند یا آنها را از سر راه خود بردارند.  این نکته را هم بخاطر داشته باشید که افرادی در ایران بوضوح گفته اند که تحریمها فرصت هستند. بنابراین ضمن پذیرفتن نقشها تحریمها در این اتفاقات باید فراتر از نگاه خطی تحریم میدهد مشکل به قضایا نگاه کنیم آن وقت نحوه واکنش وزارت خارجه ایران به لغو یکجانبه پیمان سفر بدون ویزا از سوی گرجستان را بخوبی درک می کنیم و پاسخ پرسشهای خانم بنفشه رهایی کارشناس مرکز پژوهشهای کاربردی را هم پیدا می کنیم.مایلم نتیجه گیری نهایی توسط خواننده این مطلب صورت بگیرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: